تبليغاتX
هر چه می خواهد دل تنگم میگم!!!!!!!!!

هر چه می خواهد دل تنگم میگم!!!!!!!!!

روی هر پله که باشی خدا یه پله از تو بالاتره نه بخاطر اینکه خداست بخاطر اینکه دستتو بگیره.

سلام سلام به همه ي بروبكس بامرام و باحال و مشدی و خلاصه همه جوره میزون

بالاخره بعده حدودا 3 ماه بی خبری دوباره اومدم تااین بیچاررو آپ کنم ولی متاسفانه فکر کنم دیگه آخرین آپم تا تیر سال بعد باشه.یه وقت فکر نکنینا میرم یه سال خوش گذرونی نه جونم ایشالله این یه سال من ،برا هیچکس پیش نیاد.فقط یه چیزی برام دعا کنینا " هم اکنون نیازمند دعاهای سبزتان هستیم بنیاد حمایت از بیماران کنکوری!!!!! "

البته اخرو عاقبت دانشگاه هم همینه:دانشگاه

 

ما که همسایه ی اشکیم ولی با دل تنگ گر لبی خنده زند یاد شماییم همه/چون درختی که به دشتی غم باران دارد روز و شب در عطش لطف خداییم همه/ما که یاران همیم از چه جداییم همه؟/کی شود بار دگر گرد هم آییم همه؟

 

در بند آن نه ایم که دشنام یا دعاست/یادش بخیر هر که زما یاد می کند

 

خوب بریم سر آپیدنمون اینبار از حرفای قشنگ قشنگ دکتر شریعتی برا شما دوستای عزیز گذاشتم خواهشا فقط از روش نخونین و رد نشین اگه الان وقتشو نداری خوب عزیز اگه قابل می دونی تو کامت سیو کن بعدا بخونش چون هر جمله شریعتی توش یه دنیا حرف داره .راستی 29 خرداد سالگرد این بزرگواررو به همه ی دوستداراش تسلیت میگم.

 

«اگر نمی‌توانی بالا بروی، سیب باش تاافتادنت اندیشه‌ای را بالا برد.»

«ستایش‌گر معلمی هستم که چگونه اندیشیدن را به من بیاموزد، نه چگونگی اندیشه‌ها را.»

«ابراهیم‌وار زندگی کن و در عصر خویش معمار کعبة ایمان خویش باش.»

«هر کس مظلوم است، خودش ظالم را یاری کرده‌است.»

«مردن هم همچون زیستن بهانه‌ای می‌خواهد.»

«اگر شاهد عصر خود و شهید حق و باطل جامعه‌ات نیستی، هر جا که می‌خواهی باش، چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکیست.»

«از سکوت اگر به خشم آمدی سکوت کن.»

«آنان که به هر ذلتی تن می‌دهند تا زنده بمانند، مردگان خاموش و پلید تاریخند.»

«آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند.»

«میوه‌های گوارا و معطر تاریخ، انسان‌هایی هستند که سعادت را به خاطر صعود به قلة عظمت به اعماق دره پرت کرده‌اند.»

«زیبایی به خوش سیرتی است نه به خوش صورتی.»

«ظلم است که معلم را به شمع تشبیه کرد زیرا شمع را می‌سازند که بسوزد ولی معلم می‌سوزد که بسازد.»

«دوستدار هنرمندانی بوده‌ام که به جای خاتمکاری و کاشیکاری‌های ظریف و آرایش‌های رقیق و نازک‌کارانه، وقار کوهستان‌های لجوج و خشم طوفان‌های وحشی و ابهت و اقتدار آسمان گرفته و مصمم زمستانی و پهندشت‌های دهشتناک و خشن را سرمایة هنر خویش ساخته‌اند.»

«بگذار تاشیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشایدهر چند معنایش جز رنج و پریشانی نباشد؛اما کوری را هرگز به خاطر آرامش تحمل مکن»

«انسان نقطه‌ای است بین دو بی نهایت بی نهایت لجن و بی نهایت فرشته»

«سفر هیچ چیز به جز دلتنگی ندارد، اما... زندگی به من آموخت، برای بهتر دیدن عظمت و شکوه هر چیز باید قدری از آن دور شد.»

«در فلق بگریز ای سوار سپیده صبح که سیاهی شب همه جا را فراگرفته‌است که افسونگران چیره دست در گره‌ها می‌دمند و دوستان دشمن کام»

«نه، من هرگز نمی نالم؛ قرنها نالیدن بس است؛ می خواهم فریاد کنم؛ اگر نتوانستم ، سکوت می کنم؛ خاموش مردن بهتر از نالیدن است»

«آن«امانت»که خدا بر زمین و آسمانها و کوهها عرضه کردو از برداشتنش سر باز زدند و انسان برداشت،همین است.نه عشق است و نه معرفت است و نه طاعت...«مسئولیت ساختن خویش»است. کاری که در ید قدرت خداوندی است انسان خود به دست می گیرد!...(هبوط)»

«قلم تتم من است؛ قلم تتم ماست ،به قلم سوگند؛ به خون سیاهی که از حلقومش می چکد سوگند؛ به رشه ی خونی که اززبانش می تراود سوگند؛ به زجه های دردی که از سینه اش بر می آید سوگند ،که تتم مقدسم را نمی فروشم ؛به دست زورش تسلیم نمی کنم ،به کیسه ی زرش نمی بخشم ،به سر انگشت تزویرش نمی سپارم دستم را قلم می کنم و قلمم را از دست نمی گذارم ؛چشمهایم را کور می کنم، گوشهایم را کر می کنم، پاهایم را می شکنم ،انگشتانم را بند بند می برم ،سینه ام را می شکافم، قلبم را می کشم، حتی زبانم را می برم و لبم را می دوزم اما قلمم را به بیگانه نمی دهم...(هبوط)»

«در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬ می‌گریند»

«حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.»

«برای شناختن هر مذهب باید خدایش را، کتابش را و پیغمبرش را و بهترین دست پرورده هایش را دید و شناخت.(فلسفه ی انسان)»

«در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست، ولی در نماز پایان است.شاید این بدین معناست که پایان نماز آغاز دیدار است.»

«در راه گم شدن از گمراه شدن بد تر است.(فلسفه ی انسان)»

«آگاهی "نعمتی است که خدا به هرکس داده کاش نگیرد و به هر کس نداده کاش ندهد.(فلسفه انسان)»

«در داستان خلقت است که مسئولیت معنا پیدا می کند و اینکه عشق و عقل هر دو باید دست اندر کار باشند تا آدم بیدار شود و به بینایی برسد.»

«کسی که راه را غلط رفته، اگر درست راه برود، زودتر ممکن است راه درست را بیابد تا آنکه در راه درست، غلط راه می رود.»

«به سه چیز تکیه نکن ، غرور ، دروغ و عشق ... آدم با غرور میتازد ... با دروغ می بازد و با عشق میمیرد»

 

حالا از حال و هوای +بازی میریم به مشدی بازی :

 

کاش وقتی زندگی فرصت دهد      گاهی از پروانه ها یادی کنیم

کاش بخشی از زمان خویش را     وقف قسمت کردن شادی کنیم

کاش وقتی آسمان بارانی است      از زلال چشم هایش تر شویم

وقت پاییز از هجوم دسته باد        کاش مثل پونه ها پرپر شویم

کاش وقتی چشم هایی ابری اند      به خود آییم و سپس کاری کنیم

 

قابل توجه اوناییکه آلزایمر دارند و دوستاشون زود از یادشون میره

 

اشكي براي شوق، شوقي براي درس، درسي براي ميز، ميزي براي کار، کاري براي نان، ناني براي تخت، تختي براي خواب، خوابي براي مرگ، مرگي براي سنگ، سنگي براي ياد، يادي براي اشك...
اين است مفهوم زندگي

اگه سلطنت بلد نباشم سلطنت نمیکنم
نمی کنم اگه زندگی بلد نباشم زندگی 
 اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطره تو یاد میگيرم

ويكتور هوگو : من نميگويم هرگز نبايد در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم بايد براي بار دوم هم نگاه كرد

 

زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی.
زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چوگل، که بنوشی اش چوشهد.
زندگی، بغض فـروخورده نیست.
زندگی، داغ جگــــر گـــوشه نیست.
زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است.
زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است.
زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ.

 

زندگی به من اموخت که چگونه گریه کنم، اماگریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم.تونیزبه من اموختی که چگونه دوستت بدارم،امابه من نیاموختی که چگونه فراموشت کنم

 

زندگی گل زیبایی است به نام غم،فریاد بلندیست به نام اه،مروارید غلتانیست به نام اشک و ایینه ی شکسته ایست به نام دل

 

انکس که میگفت دوستم داره عاشقی نبود که به شوق من امده باشد رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه میرفت. صدای خش خش برگها همان اوازی بود که من گمان میکردم میگوید:دوستت دارم

 

گردنیای ما دنیای سنگ است بدان سنگینی سنک هم قشنگ است،اگردنیای ما دنیای درد است بدان عاشق شدن از بحر رنج است،اگرعاشق شدن پس یک گناه است دل عاشق شکستن صدگناه است

 

میگن مردن هیچ ربطی به لبخند نداره اما تو بخند تا من برات بمیرم/

 

دوستت دارم،نه بخاطر شخصیت تو،بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام باتوبودن پیدا میکنم/

 

عاشقت هستم اگرچه هدفی بیهوده است،دوستت دارم اگرچه سخنه تکراری است/

 

معنای زنده بودن من باتوبودن است،ان لحظه ای که بی تو سراید مرامباد/

 

کاش میدونستیم کیسه محبتمون چقدرجیره داره تابرای هرکس به اندازه ای که باید خرجش میکردیم.نه بیشتر ونه کمتر

 

اگه یه روز توی زندگیت به دره بسته خوردی نترس چون اگه قرار بود باز نشه اونجارو دیوار می کشیدن.

 

اگر یاد بگیریم که به مشکلات بخندیم همیشه چیزی هست که به آن بخندیم(مهسا هوگو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)

 

اونیکه عاشق آسمونه حتما زمین میخوره.

 

آسمان وقف نگاهت گل من/مانده ام چشم به راهت گل من/هر کجا هستی و باشی گویم که خدا پشت و پناهت گل من

 

دخترها مثل سيب هاي روي درخت هستند. بهترين هايشان در بالاترين نقطه درخت قرار دارند. پسرها نمي خواهند به بهترين ها برسند چون مي ترسند سقوط کنند و زخمي بشوند، بنابراين به سيب هاي پوسيده روي زمين که خوب نيستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا مي کنند. سيب هاي بالاي درخت فکر مي کنند مشکل ازآنهاست درحالي که آنها فوق العاده اند. آنها فقط بايد منتظر آمدن پسري بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بيايد .

 

کلام آخر:

خدا یارو نگهدار شما عزیزان

در پناه حق

دعا یادتون نره

و

نظر

نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 11 AM بقلم مهسا| |

ساعت 9:18:19 سال 1386

ساعت 9:18:20 سال 1387

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحال و الاحوال

حوّل حالنا الی أحسن الحال

 

بهار می آید حتی به خاطر یک پرستو ، به خاطر شتاب گل

های ارغوانی در شکفتن عاشقانه و به خاطر همه ی قطره

هایی که در چشمان ابر حلقه زده اند.

بهار می آید رستاخیز طبیعت کیمیایی است که خاک را برای

باران و ارغوان و درخت را برای پرستو بهاری می کند.

بهار می آید جهان به ضرب آهنگ عشق جوان می شود.

 

 

نوروز و بهار امسالم از راه رسید یاد دعای تحویل خوندنای

سالای گذشته بخیر،عجب سالاییرو گذروندیم بعضی لحظه هاش شیرینتر از عسل و بعضی لحظه هاش...ولی هیچ کدوم از روزای سال 86 مثه15 مرداد برام دلچسب و به یاد موندنی نبود،یاد گریه های دوری از خونوادم و شوق برای دیدار معشوق ازلی بخیر .

درست ساعت 1 ظهر بود اوج گرفتیمو رفتیم اون بالا بالاها ولی دلامونو می دیدم که از ما هم بالاتر بودند آخه کار دل بود که ما تا اونجا رسیدیم.

مدینه شهر پیامبر عجب حال و هوایی داشت همین که تو بدو ورود چشت به گنبد خضرا میوفته می فهمی ای بابا تا حالا تو کجا بودیو الان کجایی...

لحظه شماری می کردیم تا پیش پیامبرمون بریم  بالاخره انتظار تموم شد ولی همین که چشت به بقیعو مظلومییتای امامای معصومت می خوره چه حالی پیدا می کنی؟!؟!؟!؟

هیچی نمی تونی بگی فقط یریز اشک می ریزیو از خدامی خوای که گناهاتو بخاطر این امامای عزیز ببخشه.

دیگه وقت دل بریدن از پیامبرت رسیده کم کم راهی مکه میشیم 

لبیک اللهم لبیک

لبیک لاشریک لک لبیک

ان الحمد والنعمه لک والملک

لاشریک لک لبیک

 

رسیدیم بالاخره چشمای منتظر تونستن از انتظار در بیان همین که جلوی کعبه وایمیستیو چشت به ناودون طلا و آدمایی که مثه موج حرکت می کنند و دور معشوقشون می گردن تا مورد استغفار قرار بگیرن میوفته ناخود آگاه سجده ی شکر می کنی که خدا با فرشته های مهربونش برات دعوتنامه فرستاده دعوتنامه ای که امضاشو خدامون کرده پیکاش فرشتهان ولی دریافت کنندش من گنهکار...

وقتی صفا و مروه رو می کردی می تونستی احساس مادرانه رو بفهمی...

دیگه چی بگم از اون ساعتای آخر هممون خداحافظی از عزیزانمونو تجربه کردیم حالا وقتش رسیده که از خدامون خداحافظی کنیم البته خداحافظی واژه ی خوبی نیست چون ما هر جا باشیم زیر همین آسمون پرستاره هستیمو خدا همیشه مراقبمونه.

.........حالا دیگه رسیدیم.

نمی دونم چرا یهو این خاطره یادم اومد شاید به نظر شما اصلا ربطی به سال جدید نداره ولی برای من سال 1386= همین خاطرات هست،نمی گم به جز این سفرم سفرای دیگه ای نداشتم یا اتفاقای خوبی برام نیوفتاده ولی همیشه بهترین چیزا تو حافظه ها موندگارند وبرا من همین ، اندازه تموم خاطرهای خوب سال گذشتمه.

سرتونو درد نیارم.

امیدوارم سال خوش و خرمی داشته باشینو لباتون همیشه خندون باشو و هر آرزویی که دارین برآورده بشه.

چند تا عیدیم براتون گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد.

 

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست ....... امتحان ریشه هاست ..... ریشه هم هرگز اسیر باد نیست ........ زندگی چون پیچکی است انتهایش میرسد پیش خدا.

 

باران بهانه است ، آسمان را هوس بوسه زدن بر خاک است.

 

اینجا آسمون ابریه ، اونجا رو نمی دونم . اینجا هواش بهاریه ، اونجا رو نمی دونم . اینجا عاشقا تنهان ، اونجا رو نمی دونم . اینجا یه دل برات تنگ شده ، اونجا رو نمی دونم !

 

نخ داخل شمع ازشمع پرسید:چرا وقتی من میسوزم،تو اب میشی؟شمع جواب داد:مگه میشه کسی که تو قلبمه بسوزه ومن اشک نریزم.

 

عشق به معنی ایستادن درزیرباران و خیس شدن با ان نیست،عشق به معنی چتر شدن برای کسی است که هیچ وقت نفهمد که چرا خیس نشد

 

زندگی بی تو اجبار است- مرگ انتظار است-عشق یکبار است-جدایی دشوار است- یادتوبهترین تکرار است.

 

در مكتب ما رسم فراموشي نيست در مسلك ما عشق هم آغوشي نيست مهر تو اگر به هستي ما افتاد هر گز به سرش فكر فراموشي نیست .

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 10 PM بقلم مهسا| |

 "به نام خدا خالق انسان . به نام انسان خالق غم ها . به نام غم ها به وجود آورنده ي اشك ها . به نام اشك تسكين دهنده ي قلب ها . به نام قلب ها ايجاد گر عشق و به نام عشق زيباترين خطاي انسان "

 

سلام سلام سلام به همه ی دوستای خوبم

خیلی ممنون از نظرای پر محبتتون!!تو ارسالای قبلی چون دیدم حرفای قشنگ نظر بیشتر دوستای گل و بامرامو باصفامو جلب کرده تصمیم گرفتم از همون متنا بذارم ولی 4 تای اولی برا تبریک والنتاینه (سبز رنگا). جلوی بعضی از حرفای خودمونی من نظرمو گفتم خوشحال میشم شما هم در این موردا نظراتونو بگین.

امیدوارم خوشتون بیاد

نظر یادتون نره بامراما

راستی به پیشنهاد دوست خوبم(آقا مهدی)قطره های بارون برداشتم،آقا مهدی حالا راحت می خونین؟؟؟

 

قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق ، مرا در خود كشیدی برمودای من !!! (ولنتاین مبارك)

 

میدونی ولنتاین یعنی چی ؟ یعنی اینكه یادمون باشه یه عاشق واقعی باید فقط به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه . . .

 

گاو و الاغ و اردك ، كبریت و گاز و فندك ، جوجه و مرغ و لك لك ، ولنتاین همگی مبارك

 

نمیگم دوستت دارم ، نمیگم عاشقتم ، میگم دیوونتم كه اگه یه روز ناراحتت كردم بگی بیخیال دیوونست . . . (ولنتاین همگی مبارک)

 

كلاغ و طوطي هر دو سياه و زشت آفريده شدند طوطي شكايت كرد و خداوند او را زيبا كرد ولي كلاغ گفت : "هر چه از دوست رسد نيكوست" و نتيجه آن شد كه مي بيني .طوطي هميشه در قفس كلاغ هميشه آزاد

 

اين جمله هميشه يادت باشه : زندگي گل سرخی است که گلبرگهايش خيالي وخارهايش واقعي است.

 

ظریفی سن جوانکی را پرسید.جوانک پاسخ داد:20 سال دارم.ظریف گفت: اشتباه می کنی فرزند.بگو 20 سال را دیگر ندارم .

 

وقتی دلت تنگ شد/ وقتی چشات تر شد / وقتی دیگه نبود كسی / امید یا یه هم نفسی / بدون كه اینجا یكی هست / كه تو براش همه كسی . . .

 

همیشه ابرها گریه میكنن ولی همه عاشق ستاره ها میشن . دل ابرها پره . یادت باشه چشمك ستاره ها ، ابرها رو از یادت نبره .

 

آدما نمیتونن تغییر نكنن ، رابطه ها نمیتونن عوض نشن ، دنیا نمیتونه ثابت بمونه ، ولی یه دوست میتونه تا ابد یه دوست باشه . . .

 

دوري دوستيهاي کوچيک را از دل مي بره/ولي به دوستي هاي بزرگ عظمت ميده /مثل باد که يک کبريت را خاموش مي کنه/ولي شعله ي اتش را بيشتر مي کنه .

 

چشمهايم را در غروبي رفته و نرفته بستم و در ذهنم حرفي را زير لب گفته و نگفته زمزمه کردم بارها اين چنين غروب را گريسته و نگريسته بودم و هر بار با خود گفته بودم که فردا روز ديگريست

 

هرگز مغرور نشو ،پاييز زماني رخ مي دهد که برگ احساس مي کند طلا شده است.] خیلی متاسفم که خیلیا اینو از یاد بردن که همه ی ما آدما یکی هستیم فقط بعضیا از دنیاشون،زندگیشون،عمرشون بهتر استفاده کردن تا به یه جایی رسیدن ولی بازم اوناهیچ دلیلی برا مغرور شدنشون ندارن،اینطور نیست؟؟؟؟[

پيش از سحر هميشه تاريك است.اما تاكنون نشده كه خورشيد طلوع نكند.به سحر اعتماد كن...!"]اعتماد" تازگیا واژه ی غریبی بین ما آدما شده هیچ کس به کسی اعتماد نداره حتی به نزدیکترین دوستاش آخه خدا جون چرا زمونه اینقدر خائن شده؟؟؟؟؟؟ [

 

ترجيح مي دهم طوري زندگي كنم كه گويي خدا هست و وقتي مُردم بفهمم كه نيست، تا اين كه طوري زندگي كنم كه انگار خدا نيست و وقتي مُردم بفهمم كه هست.]وجود خدای مهربونم برا خیلیا بی معنی شده همچین زندگی می کنند مثه اینکه خدا رو بالا سرشون نمی بینن آخه چراعقل مردم تو چششونه تا چیزی رو نبینن باور نمی کنن؟؟؟؟البته آدمای معتقدی هم هستن که واقعا به خدا جون ایمان خالصی دارن ولی حیف که خیلی کمند،حیف!!!!![

 

دختران روستا به شهر فکر مي‌کنند! دختران شهر در آرزوي روستا مي‌ميرند! مردان کوچک به آسايش مردان بزرگ فکر مي‌کنند! مردان بزرگ در آرزوي آرامش مردان کوچک مي‌ميرند! کدامين پل در کجاي جهان شکسته است که هيچ کس به خانه اش نمي‌رسد؟ ]شاید این رسم روزگاره که همه تو حسرت بمیرند،شاید!!!!![

 

زمان به من آموخت : که دست دادن معني رفاقت نيست ، بوسيدن قول ماندن نيست ، و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست.

 

زندگی زیباست / زشتی های آن تقصیر ماست / در مسیرش هرچه نازیباست / آن تدبیر ماست / زندگی آب روانیست روان میگذرد / هرچه تقدیر من و توست همان میگذرد.

 

دلم همچو آسمان، پر از ابرهای بارانی است، ای کاش دلم امشب بگرید، شاید که بغض عشق در چشمانم بشکند

 

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگاه غريبه! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکدیگر نگاه کنیم.

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن1386ساعت 9 PM بقلم مهسا| |

سلام سلام سلام

با ادامه مطالب قبلی آپیدم

نظر یادتون نره

 مرا اينگونه باور کن... کمي تنها ، کمي بي کس ، کمي از يادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا ديگر کجا رفته...؟! نمي دانم مرا آيا گناهي هست..؟ که شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي هست..؟؟

 

من از ساعت متنفرم ، از این اختراع عجیب بشر ، که جای خالی تو را به رخ دلتنگیهای من میکشد

 

چقدر زمونه بي وفاست نمي دونم خدا كجاست يكي بياد بهم بگه كجاي كارم اشتباست گاهي مي خوام داد بكشم اما صدام در نمياد بگم آخه خدا چرا دنيا به آخر نمي ياد

 

زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند

 

آدم ها مثل کتابن از روی بعضی ها باید مشق نوشت ... از روی بعضی ها باید جریمه نوشت ... بعضی ها رو باید چندبار خوند تا معنیشونو بفهمیم ... و بعضی ها رو باید نخونده دور انداخت

 

اگر شب مال من بود ستاره مال تو...! اگر روزسهم من باشد خورشید پیشکش ات...! اما افسوس! عاشقان تهی دست اند

 

لشكر گوسفندان كه توسط يك شير اداره مي‌شود، مي‌تواند لشكر شيران را كه توسط يك گوسفند اداره مي‌شود، شكست دهد

 

در بازار بورس قلب تو / چند سهم باید خرید / تا ضربان به ظاهر منظمش / حتی ذره ای از سرمایه عشقم نسبت به تو را به باد فنا ندهد؟

 

عشق حيات عاشق را تشكيل ميدهد والا معشوق تنها بهانه است

 

عشق می ورزیم چرا که او نخست به ما عشق ورزید چرا که خدا عشق است

 

هر موقع خواستي از كسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينكه منتظر بمونه

 براي هزارمين بار پرسيد: تا حالا شده من دل تو را بشكنم؟من هم براي هزارمين بار به او دروغ گفتم : نه! هيچوقت... تا مبادا دلش بشكند

 گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم

دلم همچون آسمان، پر از ابرهای بارانی است، ای کاش دلم امشب بگرید، شاید که بغض چشمانم بشکند...

 ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد/ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت/ ویرانه دل ماست که با هرنگه تو صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت...

تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است...

ما جدا افتادگان را هیچ کس غمخوار نیست   جان فدای دوست کردن پیش ما دشوار نیست

 الکساندر دوما ميگه : هيچ وقت قول يک پسر بچه را جدي نگير! اما هميشه از تهديدات يک دختربچه بترس !!!!

نوشته شده در چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 10 PM بقلم مهسا| |

 

از گل دورترین بوته خاک به تو ای دوست سلام

حالت آیا خوب است؟

روزگارت آبی است؟

همه اینجا خوبند

نی لبک می خواند

قاصدک می رقصد

باد عاشق شده است

فکر من باش که من فکر توام

سلام سلام سلام

من بازم اومدم آپ کنم ولی چه فایدهشما که نظر نمی دینخداییش مرام خرج بدین

خوب حالا بریم سراغ حرفای قشنگ قشنگ امیدوارم خوشتون بیاد

زندگی حکایت مرد یخ فروشی است که وقتی ازش سوال کردند،فروختی؟ گفت:نخریدندتمام شد.

 

عشق نگاه دخترک 5ساله ای است به گل سری که پدر برای خرید ان تنها کتش را فروخت.

 

کاش وقتي زندگي فرصت دهد گاهي از پروانه ها يادي کنيم کاش بخشي از زمان خويش را وقت قسمت کردن شادي کنيم کاش وقتي آسمان باراني ست از زلال چشمهايش تر شويم وقت پائيز از هجوم دست باد کاش مثل پونه ها پرپر شویم. 

درانتظار کسی باش که مایل باشد حتی در زمانی که درساده ترین لباس هستی،تورو به دنیا نشان دهدسعی کن مثل خورشید زیاد نور ندی چون همه ازنورت استفاده میکنن ولی اصلا نگات نمیکنن؛سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا همه توخلوت شباشون دنبالت بگردن.....

سعی کن کسی باشی که خدا خیلی خیلی دوستت داشته باشه......

 

آدم ها بر دو قسمند يا بره متولد مي شوند ويا مادرزادي گرگ به دنيا مي ايند گرگ ها هميشه گرگ مي مانند ولي ‏بره ها يا در نهايت تبديل به يک گوسفند تمام عيار مي شوند و يا ياد مي گيرند چگونه گرگ باشند قسمت جالب ‏ماجرا اينجاست که گرگ "بره زاده" حريص تر و خون ريز تر از گرگ "گرگ زاده" است چرا که او از روي ‏عقده ي حقارت و کينه و نفرت مي درد و گرگ زاده تنها به حکم طبيعت خويش

 

زندگی 3باربهت دروغ میگه:....1-وقتی به دنیات میاره....2-وقتی عاشقت می کنه.....3-وقتی زندگیت رو ازت میگیره تا بهت بگه همش خوابی بود و بس.

 

هراسان به دنیا می اییم،بیهوده زندگی می کنیم،در حسرت می میریم،این است انچه نامیده میشود سرنوشت.

 

پنجره زیباست اگر بگذارند، چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند ، من ازاظهار نظر های دلم فهمیدم عشق هم صاحب فتواست اگربگذارند.

 

برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال. بنگر که چگونه می افتی. چون برگی زرد، یا سیبی سرخ

 

اي کاش کودک بودم ، تا در اوج ناراحتي و درد با يک بوسه تو، همه چيز را فراموش مي کردم.

 

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت

 

صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني

 

گر نيايي تا قيامت انتظارت مي کشم. منت عشق از نگاه پر شرابت مي کشم. ناز چندين ساله ي چشم خمارت مي کشم. تا نفس باقيست اينجا انتظارت مي کشم....

 

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته

 

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدور هر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست

 

تو را گم مي كنم هر روز و پيدا مي كنم هر شب .. بدين سان خوابها را با تو زيبا مي كنم هر شب تبي اين كاه را چون كوه سنگين مي كند آنگاه ...چه آتش ها كه در اين كوه برپا مي كنم هر شب

 

مي دوني بازي روزگار چيه؟؟ اين که تو چشم بذاري من قايم شم . بعد تو يکي ديگه رو پيدا کني

 

مي خواستم زندگي كنم در را بستند،مي خواستم ستايش كنم گفتند خطر ناك است،مي خواستم گريه كنم ،گفتند بهانه است،مي خواستم بخندم گفتند ديوانه است،به راستي سخن گفتم گفتند بيهوده است پس فرياد كشيدم..........زندگي را نگه داريد مي خواهم پياده شوم

                                                                                                           دکتر شریعتی

 

 من به این مهر سکوت ؛ من به این تاریکی ؛ من به ما ؛ من به فرسودگی ذهن خودم معترضم که چرا ........... شوق آغاز مرا و منی چون من را ز خودم دزدیدند به کجا بر گردم ؟ حق برگشتن را زتنم دزدیدند

عشق فراموش کردن نیست بلکه بخشیدن است ، عشق گوش کردن نیست بلکه درک کردن است ، عشق دیدن نیست بلکه احساس کردن است. عشق جازدن و کنار کشیدن نیست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 

نمي گم مال من باش .. نمي گم کنارم باش . حتي نگفتم با اين و اون نباش . فقط گفتم اگه کسي دلت رو شکست به ياد اونکه دلشو شکوندي باش

 

از همه اندوهگین تر کسی است که از همه بیشتر می خندد ( پل سارتر )

 

این شمایید که به مردم می آموزید که چگونه با شما رفتار کنند. ( وین دایر )

 

من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام. ( ناپلئون )

 

هرگز زمانت را با کسی که آماده نیست زمانش را با تو بگذراند، نگذران. ( مارکز )

 

خوشبختی شكاف این بدبختي است تا بدبختي ديگر ( چارلی چاپلین‌ )

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 11 AM بقلم مهسا| |

ما آدم هــــــــــــــــــــــــــــــا:

ماآدم ها،لبخند هايمان را زير پاي غرورمان له مي كنيم. 

ماآدم ها،عشق را باور داريم ، اما هيچ وقت آنرا نمي پذيريم و اجازه نمي دهيم به حريم قلبمان نفوذ كند.

ما آدم ها،از نفرت بيزاريم ، اما خيلي زود آنرا مي پذيريم و اســـــــــــــــــــيرش مي شويم.

ما آدم ها،احساسات لطيف و شاعرانه مان را نا ديده مي گيريم و غم را به شادي و سرور ترجيح مي دهيم و در دنياي سياه و بي رحم تنهايي گم مي شويم.

ماآدم ها،رهگذران مغروري هستيم كه جاده زندگي را صدها بار طي مي كنيم،اما لحظه اي به اطراف اين جاده ســـــــــــــــــــــــــــبز نمي نگريم و محو زيــــــــبايي هاي آن نمي شويم.ما فقط زندگي مي كنيم تا ثانيه ها بگذرند،اما نمي دانيم كه ثانيه ها مي گذرند تا ما زندگي و عشق را تجربه كنيم .

ما آدم ها،به تمام عقايدمان ايمان داريم و به آنها احترام مي گذاريم،اما گاهي وقت ها آنها را فراموش مي كنيم.

ما آدم ها،اين گونه در پرتگــــــــــــــــــــاه هاي گناه رها مي شويم........

نوشته شده در جمعه 11 آبان1386ساعت 11 PM بقلم مهسا| |